دوست داشتن از عشق برتر است.
و من هرگز خود را
تا سطح بلندترین قله ی عشق های بلند،
پایین نخواهم آورد.
روزی از روزها،
شبی از شبها،
خواهم افتاد و خواهم مرد،
اما می خواهم هر چه بیشتر بروم.
تا هر چه دورتر بیفتم،
تا هر چه دیرتر بیفتم،
هر چه دیرتر و دورتر بمیرم.
نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ،
پیش از آن که می توانستم بروم و بمانم ،
افتاده باشم و جان داده باشم ،
همین.
دکتر شریعتی
من با عشق آشنا شدم
و جه کسی این چنین آشنا شده است ؟...
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود.
هنگامی لب به زمزمه گشودم،
که مخاطبی نداشتم.
و هنگامی تشنه ی آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دریا و دریا...! ![]()
دکتر شریعتی